رنگین‌کمانِ سفید

داستان، طرح و عکس و…

ناشناس

قرار بود یک هفته هم‌دیگر را نبینیم. درست یک هفته، با تعیینِ ساعت و دقیقه، حتا مثل توی فیلم‌ها ساعت‌مان را با هم میزان کردیم. در این مدت هرکس باید می‌نشست درباره‌ی دیگری می‌نوشت؛ در هر قالبی: شعر، داستان، متن ادبی، چرت‌وپرت. می‌خواستیم هرکدام‌مان دیگری و بعد هم خودش را به کمک دیگری به‌تر بشناسد. وقتی شیوه‌های معمول جواب نمی‌دهد باید رفت سراغ گزینه‌های ابتکاری. البته بعدها معلوم شد خیلی هم شیوه‌ی بکر و تازه‌ای نبوده. بعدها من فهمیدم باید اصلاً طور دیگری شروع می‌کردم.
الآن شد بیست‌وچهار ساعت! درست یک روز به پایان یک هفته‌ی کذایی مانده و من هنوز یک کلمه هم ‌ننوشته‌ام. بلند می‌شوم و می‌روم کنار پنجره، گوشه‌ی پرده را کنار می‌زنم. چراغ اتاق‌اش هنوز روشن است. پرده را می‌اندازم و برمی‌گردم پشت میز. کلمه‌ها مثل گوی‌های لغزنده‌ای شده‌اند که با مشقت چندتا از آن‌ها را توی دست‌هات جمع می‌کنی، همین‌که می‌آیی حرکت کنی، یکی‌شان از لای انگشت‌هات درمی‌رود، می‌خواهی بگیری‌ یا بَرَش داری که باقی هم می‌ریزد. همه‌چیز از اول شروع می‌شود.
به‌تر است دور از هر نوع لفاظی‌ای بنشینم رُک ‌و راست بنویسم، از من ساخته نیست کاری که خواسته را انجام بدهم. هفت روز که هیچ، هفت ماه یا هفت سال هم کفاف نمی‌دهد. اصلاً بحث این‌‌چیزها نیست، در این مورد واقعاً زمان بی‌معناست. چه‌طور ممکن است کسی دست به چنین کاری بزند و باقی عمر را راحت زندگی کند؟ باید خیلی موجود بی‌وجدانی باشد و باید با انسانیت فرسنگ‌ها فاصله‌ داشته باشد.
می‌توانم پیغام را توسط کسی به‌ش برسانم. این‌طوری خیلی چیزها سربسته می‌ماند. آره، همین حالا حرکت می‌کنم. وقتی فردا صبح نوشته‌ام را می‌خواند، من از این‌جا حسابی دور شده‌ام. فقط خاطره‌ی این‌روزها می‌ماند. خاطره‌ هم با گذشت زمان ـ اگر عزیز باشد ـ شکل رویا به خود می‌گیرند، در غیر این ‌صورت فراموش خواهد شد.

5 پاسخ به “ناشناس

  1. درخت ابدی 2011/11/28 در 22:58

    خوب بود. ذهنی بود و عنصر کشمکش توش غالبه.
    منو یاد اون نقل قول بارت می‌ندازه.

  2. سفینه ی غزل 2011/12/03 در 13:17

    خیلی انتزاعی بود. توصیفی که از کلمات شده بود (گوی های لغزنده) فوق العاده بود. جا داشت یکم گسترده تر باشه .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: