رنگین‌کمانِ سفید

داستان، طرح و عکس و…

زلف بر باد

از خانه چند قدمی دور نشده بود، ناگهان متوجه شد چیزی را جا گذاشته. فوراً ایستاد و فوراً یادش آمد چه چیزی را جا گذاشته. همینکه برگشت با زن همسایه رو در رو شد. به هم سلام کردند و زن همسایه حال «مهناز جون» را از او پرسید و او هم حال «سینا خان» را. قبلاز خداحافظی زن همسایه به مهناز جون سلام فرستاد و او هم به سینا خان. بعداز خداحافظی متوجه شد روی لبهی جوی آب ایستاده. این زن عادت داشت موقع حرف زدن دائم فاصلهاش را با شخص مقابل کم و کمتر میکرد. اگر میخواستی سرجات بایستی، چند لحظه از گفتوگو نگذشته، توی بغلات بود.
قبل از چرخاندن کلید مکثی کرد و از خودش پرسید که چرا دارد برمیگردد؟ بعد جواب خودش را داد. ولی یادش نیامد چه چیزی را جا گذاشته. جملهی معروف خودش را زیر لب زمزمه کرد: «آدم به امید زندهست!» یا «زنده باد امید!»
پاهای همسرش از پشت مبل زده بود بیرون. به حالت سینهخیز زورکی رفته بود توی آن یک وجب جا. بعداز گذشت چند لحظه بالاخره متوجهی حضور شوهرش شد ـ مرد فکر کرد از آن زیر پاهاش را دیده ـ و از همانجا پرسید که چرا برگشته «اِ، برگشتی؟!». خودش را کشید بیرون. همینطور که سرپا میایستاد، شلوارک نخی صورتی رنگاش که یکوری از تناش آویزان بود را با دست راست بالا میکشید. «تو بُرسام رو ندیدی؟» انگار تازه متوجه شده باشد بالا تنهاش لخت است، مثل دخترکهای تازهبالغ، از روی خجالت، دستهاش را گذاشت روی سینههاش. مرد اینطوری بهنظرش رسید که سینههای کوچکاش را گرفت توی دستهاش.
بدون اینکه منتظر جواب هیچکدام از سئوالهاش بماند راه افتاد بهطرف اتاق خواب؛ انگار روی کمک کسی حساب نکند. همینطور که میرفت، این گوشه و آن گوشه را دید میزد و پیش خودش یا خطاب به دیگری چیزهایی میگفت: «دیشب همهش توی دست این دخترهی آتیشپاره بود… بچهشون رو تربیت نمیکنن که… با اون موهای وز وزی حتماً خراباش کرده و از ترس یه جا قایم کرده…»
مرد ناگهان از بحر تماشای این صحنه درآمد، یادش افتاد که قرار مهمی دارد و اگر نجنبد دیرش خواهد شد.

2 پاسخ به “زلف بر باد

  1. درخت ابدی 2011/04/30 در 22:37

    مهناز جون همسرش رو سورپریز می‌کنه. موقعیت جالبیه.
    شاید مرد یادش رفته بود زنش رو قبل از بیرون رفتن بوس کنه!

  2. سفینه ی غزل 2011/05/01 در 21:13

    سلام
    از دیروز ذهنم درگیرشه هنوز نمی تونم چیزی بگم. بر می گردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: