رنگین‌کمانِ سفید

داستان، طرح و عکس و…

آریگاتو

سالها پیش (سال ٨٠) در حوالی میدان انقلاب، از جاییکه کتابهای دست دوم حراج کرده یود کتابی خریدم با عنوان «یاسوجیرو ازو». ناشر کتاب مجلهی «فیلم» بود. روی صفحهی اول کاغذ کوچکی چسبانده شده بود، روی آن این نوشتهها بود: «با احترام، اهدایی ماهنامهی سینمایی فیلم به آقای علیرضا زریندست [آقای… با خودکار نوشته شده بود]، برگزیدهی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در هفتمین جشنوارهی فیلم فجر».

«داستان توکیو» را بارها تلویزیون پخش کرده ولی تماشای نسخهی کامل آن (این فیلم را هم سانسور میکردهاند!؟) با زبان اصلی (البته با زیرنویس) روی DVD ثابت کرد دست کم در مورد این فیلم تماشاگر غافلی بودهام.

«من آنچه را که وقوعاش امکانپذیر نیست چنان نشان میدهم که گویی امکانپذیر است، اما ازو آنچه را که وقوعاش احتمالی است به گونهای نشان میدهد که انگار به وقوع پیوسته است، و این کاریست بس دشوارتر از کار من.»

کنجی میزوگوچی (به نقل از همان کتاب کذایی)

«با والدینتان تا زمانی که در قید حیات هستند مهربان باشید، وظیفهشناسیِ فرزندی به آن سوی گور راهی ندارد.» این ضربالمثل را دوبار پسر کوچک خانواده به زبان میآورد؛ در نگاه ساده و اولیه میشود «داستان توکیو» را در حد بیان سینمایی همین پیام اخلاقی در نظر گرفت، و یا مضامین مشکلتری مثل جامعهی ژاپنِ بعد از جنگ که درحال صنعتی شدن است، فاصلهی بین نسلها، و حتا از این هم مشکلتر، تمرکز روی انسانها و عواطف و احساساتشان در شرایط خاص تاریخی در آن قسمت دنیا و…؛ نه اینکه اینها در فیلم نیست، هست، ولی آن چیزی که «داستان توکیو» را به این درجه از اعتبار میرساند، ظرافت و سلیقهی هنری منحصربهفرد سازندهاش است. برای مثال چتری که مادر دوبار در طول فیلم فراموشاش کرده در نمایی کوتاه، جاییکه پسر بزرگ خانواده خبر مرگ قریبالوقوع مادر را میدهد، در گوشهی بالایی سمت راست قاب، روی دیوار، بدون کوچکترین تأکیدی قرار گرفته، و یا چیدمان آدمهای نشسته و جابهجایی آنها در قاب، جای دوربین، نماهایی که بعداز خروج شخصیتها ادامه پیدا میکنند، و یا نماهای خارجی که سکانسهای داخلی را به هم وصل میکنند و…؛ انگار این تکنیکها و مشخصههای سبکی حالوهوا و فضایی را میسازند که آن مضامین و پیامها در آنجا طعم و ویژگیِ دیگری پیدا میکنند ـ طعم و ویژگیِ ازو یی ـ طوریکه برامان تازگی دارند، و همین است کاری که هنر انجام میدهد؛ نو کردن و ساختن مداوم دنیا. «داستان توکیو» هنوز هم به خوبی این کار را میکند.

Advertisements

5 پاسخ به “آریگاتو

  1. درخت ابدی 2010/04/18 در 01:29

    در مورد ژاپن همین نکته ی اخلاقیه که تبدیل می شه به فیلمی مث «حلقه» یا «کینه». اما اینجا «یک دنیا ارزش» دست به دست می گرده، بدون اینکه شخص شخیصش احساس بدی داشته باشه.
    تیترت رو خودم کشف می کنم چیه. برام آشناس. شاید خشمه.
    عکس ها بی نظیره. دوباره باید ببینم فیلم رو.

  2. درخت ابدی 2010/04/18 در 01:46

    «آریگاتو» یعنی متشکرم.
    من با «آگوئیرا: خشم خداوند» اشتباه گرفتم، اما همچین هم دور نیست. وقتی با دنیایی ارتباط برقرار می کنی و می بینی چه راحت از کنارش می گذرن، بهترین جوابش همون تیتره تا نفهمه چی کار کرده.
    دلم می خواد بدونم در مورد نقل قول میزوگوچی چه فکرایی کردی…چیزیکه میزوگوچی دربارهی خودش میگوید بهنظرم شکل خیلی اغراقآمیزش میشود فیلمهای هالیوودی ولی ازو دربارهی مسائل ساده و روزمرهی زندگی است. در این فیلم حتا حادثهی مرگ مادر خیلی ساده برگزار میشود و مسئلهای است کاملاً بدیهی. مثلاً اینرا با همین «کینه» و «حلقه» مقایسه کن! میشود گفت این دوتا فیلم به آن چیزیکه میزوگوچی در مورد خودش گفته نزدیکتر است. فیلم ازو واقعاً فراتر از اخلاقیات است.

  3. سیاوش 2010/04/18 در 16:56

    که خود واقعیت هم خيلي اوقات فراتر از اخلاقیات است و انگار همین، فيلم را ماندگار کرده است.راستاش درست متوجهی منظورت نشدم!(؟)
    من منظورم این بود که شأن اثر هنری را نمیشود محدود به مثلاً پیام اخلاقی که درش هست کرد.

  4. سیاوش 2010/04/19 در 22:04

    جمله ی من در ادامه ی جمله ی آخری بود که در جواب کامنت درخت ابدی داده بودید.
    اینکه در اینطور فیلمی، سادگي و نزديک بودن به واقعيت زندگي ست که باعث ماندگاري شده.
    و البته غير اين منظور ديگري نداشتم!آریگاتو (ممنون) برای روشن کردن موضوع.

  5. آناهیتا 2010/04/19 در 23:31

    هیچ وقت نفهمیدم اگر از تکنیک های سینمائی سر در بیاوری بیشتر از فیلم لذت می بری یا اگر یک بیننده باکره باشی , همانطور که هیچ وقت نفهمیدم اگر مسئوولیت در قبال خودت با مسئولیت در قبال والدینت با هم تقابل کنند تکلیف چیست

    برای من تماشای فیلم همراه فهمیدن یا کشف تکنیکها لذتبخش است ولی خُب نباید حالت مکانیکی پیدا کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: